چکیده
این مقاله به بررسی رابطه پیچیده بین دو نوع شدت کار—اعتیاد به کار (وسواس درونی) و اشتیاق شغلی (علاقه مثبت)—و تأثیر آنها بر کیفیت زندگی کاری (QWL) میپردازد. بر اساس مطالعهای که بر روی ۱۲۰ ماما در تبریز انجام شده، نتایج نشان میدهد که هرچند هر دو عامل در کوتاهمدت ممکن است کیفیت زندگی درکشده را افزایش دهند، اما ریشههای روانشناختی و پیامدهای بلندمدت آنها کاملاً متفاوت است.
مقدمه
در حوزه حساس مامایی، جایی که سلامت مادر و نوزاد در میان است، وضعیت روانی درمانگر یک سرمایه حیاتی محسوب میشود. سازمانها اغلب در تشخیص بین یک «کارمند سختکوش» و یک «معتاد به کار» دچار مشکل میشوند. این مقاله بر سه متغیر اصلی تمرکز دارد: اعتیاد به کار، اشتیاق شغلی و کیفیت زندگی کاری (QWL). درک این پویاییها برای جلوگیری از فرسودگی شغلی و ایجاد نیروی کار پایدار در بخش سلامت ضروری است.
روششناسی (جامعه و نمونه)
این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی ماماهای شاغل در سه بیمارستان اصلی زنان و زایمان تبریز (الزهرا، طالقانی و ۲۹ بهمن) بود. نمونهای متشکل از ۱۲۰ ماما به روش تصادفی ساده انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد جمعآوری شد: تست خطر اعتیاد به کار (WART)، مقیاس اشتیاق شغلی سالانووا و شوفلی، و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون.
یافتهها
روابط مستقیم
یافتهها نشان داد که بین هر دو متغیر اعتیاد به کار و اشتیاق شغلی با کیفیت زندگی کاری همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (p<0.05). این بدان معناست که ماماهای بسیار فعال، چه از روی وسواس و چه از روی اشتیاق، فعلاً زندگی کاری خود را به دلیل درگیری بالا و احساس مفید بودن، باکیفیت ادراک میکنند.
نقش تعدیلکننده شخصیت
در حالی که ویژگیهای شخصیتی تحلیل شدند، مشخص شد که این ویژگیها رابطه قویتری با اشتیاق شغلی دارند تا اعتیاد به کار. به نظر میرسد ماهیت وسواسی اعتیاد به کار، صرفنظر از نوع شخصیت فرد، تمایلی ثابت و صلب است.
بحث
پیوند مثبت بین اعتیاد به کار و کیفیت زندگی کاری (QWL) یافتهای چالشبرانگیز است. این نشان میدهد که در محیطهای درمانی، کسانی که بیش از حد کار میکنند ممکن است از طریق تلاش مضاعف خود احساس ارزشمندی و انسجام اجتماعی پیدا کنند. با این حال، اشتیاق شغلی محرک سالمتری باقی میماند، چرا که با «نیرومندی» و «فداکاری» شناخته میشود، نه با «اجبار و وسواس» که در اعتیاد به کار دیده میشود.
نتیجهگیری
سازمانها باید بین این دو حالت تفاوت قائل شوند. اگرچه هر دو روی کاغذ شبیه به «بهرهوری» هستند، اما اشتیاق شغلی پایدار است، در حالی که اعتیاد به کار یک عامل خطر برای سلامت جسمی و روانی در بلندمدت است. مدیریت باید به جای پاداش دادن صرف به ساعات کاری طولانی، بر پرورش اشتیاق از طریق ایجاد محیطهای حمایتی تمرکز کند.